تبلیغات
صراط - ارتباط با نسل جوان
 
صراط
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمود گ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى كه دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و دل سوزان جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت، تنوع خصلت‏هاى رفتارى، هیجان‏هاى درونى، علاقه شدید به دوستى با همسالان، عدم كنترل رفتار، حب ذات، الگو پذیرى و تقلید، افتخار به شخصیت و تشخص‏طلبى و میل به آزادى، شمه‏اى از ویژگى‏هاى اوست.

با توجه به این ویژگى‏ها، شیوه رفتارى امام صادق‏علیه السلام با جوانان، و همچنین سخنان و دستور العمل‏هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان، بهترین نسخه شفا بخش و راهگشاست. نگاه‏هاى مهربان، بزرگداشت‏شخصیت، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى، رفتار محبت‏آمیز و حكیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود و شیفتگى آنان به رهبر خویش، ریشه در شیوه رفتار و گفتار آن حضرت نسبت‏به مخاطبین و شاگردان خویش دارد.

آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه كرده و به ابوجعفر; مؤمن طاق مى‏فرماید:

«علیك بالاحداث فانهم اسرع الى كل خیر; (2) بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبى‏ها را مى‏پذیرند.»

در اینجا چند نمونه از رفتار آن حضرت را در برخورد با نسل جوان مى‏خوانیم:

1 - آن روز یكى از شلوغ‏ترین ایام حج‏بود. امام صادق علیه السلام با گروهى از یارانش گفت و گو مى‏كرد. در این هنگام هشام بن حكم كه تازه به دوران جوانى گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشواى شیعیان از دیدن این جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و كنار خویش نشاند و گرامى داشت. این رفتار امام، حاضران را كه از شخصیت‏هاى علمى شمرده مى‏شدند، شگفت زده ساخت. وقتى امام علیه السلام آثار شگفتى را در چهره حاضران مشاهده كرد فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; این جوان با دل و زبان و دستش (با تمام وجود) یاور ماست.» سپس براى اثبات مقام علمى هشام براى حاضرین، درباره نام‏هاى خداوند متعال و فروعات آن‏ها از وى پرسید و هشام همه را به نیكى پاسخ گفت. آن گاه حضرت فرمود: «هشام! آیا چنان فهم دارى كه با منطق و استدلال دشمنان ما را دفع كنى، هشام گفت: آرى. امام فرمود: «نفعك الله به و ثبتك; خداوند تو را از آن بهره‏مند سازد و [در این راه] ثابت قدم بدارد.» هشام مى‏گوید: بعد از این دعا هرگز در بحث‏هاى خداشناسى و توحید شكست نخوردم. (3)

2 - مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینى، مالى و اجتماعى مردم كوفه رسیدگى كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمى برقرار كرده بود، براى همین عده‏اى این دوستى را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روى آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخوارى، ترك نماز، كبوتر بازى و حتى به سرقت و راهزنى متهم كردند. این گروه، كه ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده مى‏شدند، شایع كردند كه مفضل افراد بى مبالات و لاابالى را پیرامونش گرد آورده است. وقتى این شایعات به اوج رسید، گروهى از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق‏علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»

امام صادق علیه السلام بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‏اى براى مفضل نوشته، مهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعى به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وى نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام‏علیه السلام به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایى بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال كند. در این نامه اصلا اشاره‏اى به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلى هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یارى جوییم.در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا مى‏كنم براى صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادى را به سراغ همان جوانانى كه از آن‏ها بدگویى شده و به كارهاى ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتى نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق‏علیه السلام را براى آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق‏علیه السلام براى انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهى بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روى هم نهاده و در مجموع 2 هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما مى‏گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان مى‏كنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟!